X
تبلیغات
رایتل

عاملی برای عزت دنیا و آخرت


http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/farvardin/03/DMKN146.jpg

یکی از عوامل اساسی عزت و افتخار انسان در اجتماع، قناعت است. چون قناعت موجب می‌شود انسان از حرص و طمع نسبت به دنیا پرهیز کند و حرص و طمع از عوامل ذلت و خواری انسان هستند. حرص، طمع، عشق و علاقه به دنیا و دنیازدگی موجب می‌شود که آدمی برای به دست آوردن دنیا دست به هر کاری بزند و خود را در مقابل هر کسی کوچک و ذلیل کند، و در مقابل، قناعت موجب دوری از این امور و رسیدن به عزت و سربلندی است.


خاستگاه‌های قناعت

1- عقل و دانایی:

عقل عامل مهمی در گزینش قناعت است. حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: « آنکه خردورزی کند، قناعت پیشه می‌کند.»1 عقل قناعت را به علت آثار ارزشمند آن، از جمله: بی نیازی انسان از غیر خود و قدرت یافتن آدمی برای تحمل کمبودها و صبر بر آن‌ها، بر می‌گزیند و آن را به سود شخص می‌داند. گرچه انسان در ظاهر با قناعت، از امکانات ظاهری استفاده کمتری می‌کند، ولی به جهت عاقبت قناعت، این عمل مورد پذیرش عقل است.

حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:«ینبغی لمن عرف نفسه ان یلزم القناعة والعفة؛ 2 آنکه خود را شناخت، سزاوار است با قناعت و عفت همراه باشد.» درک عظمت نفس و تعلق آن به عالم ملکوت، بی نیازی و بی رغبتی به امور دنیا را در پی دارد.

 

2- عفت نفس:

عفت و پاکدامنی موجب می‌شود که عقل برخواسته های نفس نظارت کرده و آن را در استفاده از خواسته‌های خویش متعادل سازد.

انسان عفیف گرچه بر انجام بسیاری از امور توانا است ولی خودداری می‌کند و افسار نفس را محکم نگه می‌دارد. یکی از ثمرات عفت در وجود انسان قناعت است. چه اینکه انسان عفیف زیاده خواه نیست و افراط نمی‌کند. امام علی علیه السلام فرمودند: «ثمرة العفة القناعة؛ 3 ثمره عفت قناعت است.» 

«الناس علی دین ملوکهم؛ مردم بر روش و آئین حاکمان خود هستند.» بیانگر همین روحیه تقلید مردم از ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری حاکمان آنان می‌باشد. آن حضرت می‌فرماید: «برای هر پیروی امامی است که به او اقتدا می‌کند و با نور علم او روشن می‌شود. پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و از خوردنیش به دو قرص نان بسنده کرده است. شما بر آن توانا نیستید؛ ولی مرا به پارسایی و کوشش و پاکدامنی و درستی یاری کنید

3- فراوانی یاد مرگ و آخرت:

یاد مرگ حب دنیا را می‌زداید، آدمی را به کفاف و عفاف می‌خواند و از بهره برداری گزاف از نعمت‌ها پرهیز می‌دهد و دلخوشی های انسان را به غیر دنیا متوجه می‌سازد.

امام علی علیه السلام فرمودند: «من اکثر من ذکر الموت رضی من الدنیا بالیسیر؛ 4 هر کس فراوان به یاد مرگ باشد، به مقدار کم از دنیا راضی می‌شود.»

 

4- الگوگیری از رهبران شایسته:

جمله معروف «الناس علی دین ملوکهم؛ مردم بر روش و آئین حاکمان خود هستند.» بیانگر همین روحیه تقلید مردم از ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری حاکمان آنان می‌باشد. آن حضرت می‌فرماید: «برای هر پیروی امامی است که به او اقتدا می‌کند و با نور علم او روشن می‌شود. پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و از خوردنیش به دو قرص نان بسنده کرده است. شما بر آن توانا نیستید؛ ولی مرا به پارسایی و کوشش و پاکدامنی و درستی یاری کنید.» 5

 

آثار قناعت

1- عزت نفس:

طمع ذلت نفس را در پی دارد و آدمی را برده می‌کند، چنانکه امام علی علیه السلام فرمودند: «الطمع رق مؤبد؛ 6 طمع ورزی، بردگی همیشگی است.»

همچنین آن حضرت فرمودند: «ازری بنفسه من استشعر الطمع و رضی بالذل من کشف عن ضره و هانت علیه نفسه من امر علی‌ها لسانه؛ 7 آنکه جان خود را با طمع ورزی بپوشاند خود را پست کرده است و آنکه راز سختی‌های خود را آشکار سازد به خواری [خود] رضایت داده است و آنکه زبان خود را بر خود حاکم کند خود را بی ارزش کرده است.»

ولی شخص با برخورداری از قناعت و رضایت به آنچه دارد، از دیگران بی نیاز می‌شود و دست برای درخواست به سوی دیگری نمی‌گشاید. از این رو عزیز گشته، دچار ذلت نفس نخواهد شد.

 

2- برخورداری از حیات طیب:

حضرت علی علیه السلام در ذیل آیه شریفه «من عمل صالحا من ذکر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاة طیبة» 8 ؛ «هر مرد و زن مؤمنی که عمل صالح به جای آورد، او را به زندگی پاک و پاکیزه زنده می‌کنیم.» حیات طیبه را به قناعت تفسیر کرده 9 و فرموده‌اند: «القناعة اهنا عیش؛ 10 قناعت گواراترین نوع زندگی است.»

 

انفاق

3- توانایی بر انفاق مال:

مصرف گرایی مفرط موجب می‌شود که انسان از میان درآمدهای خود محلی برای انفاق نداشته باشد، اما قناعت و بسنده کردن به اندک و ضروریات دنیا موجب می‌شود که دست انسان برای بخشش به دیگران باز شود.

حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «ما احسن بالانسان ان یقنع بالقلیل و یجود بالجزیل 11 ؛ چقدر برای انسان نیکو است که به کم قناعت کند و زیادی را ببخشد.»

انفاق فقط با تمکن مالی تحقق نمی‌یابد، بلکه مهم، قطع علاقه از مال است و این قطع علاقه، با ایجاد روحیه قناعت بدست می‌آید.

 

4- سلامت دین:

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند:«اقنعوا بالقلیل من دنیاکم لسلامة دینکم، فان المؤمن البلغة الیسیرة من الدنیا تقنعه 12 ؛ برای سلامت دین خود، به مقدار کم از دنیایتان قناعت کنید. به درستی که بهره مندی از مقداری اندک از دنیا، مؤمن را قانع می‌کند.»

 

5- زیبایی در کسب و کار:

انسان قانع چون به اندک از دنیا راضی است، کار خود را اگر در مسیر خدا باشد زیبا می‌داند، به آن علاقه دارد و از این رو با کسب حلال عزت خود را بدست آورده و از درخواست و سؤال از دیگران بیزار است. حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «ثمرة القناعة الاجمال فی المکتسب والعزوف عن الطلب 13 ؛ ثمره قناعت، زیبایی در کسب و کار و بیزاری از درخواست است.»

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: «اقنعوا بالقلیل من دنیاکم لسلامة دینکم، فان المؤمن البلغة الیسیرة من الدنیا تقنعه 12 ؛ برای سلامت دین خود، به مقدار کم از دنیایتان قناعت کنید. به درستی که بهره مندی از مقداری اندک از دنیا، مؤمن را قانع می‌کند

6- صلاح نفس:

انسان‌های مؤمن همواره صلاح و درستی نفس خویش را می‌خواهند و به فرموده امام علی علیه السلام بهترین چیزی که انسان را برای صلاح و درستی نفس کمک می‌کند، قناعت است.

حضرت علی علیه السلام می‌فرماید: «اعون شیء علی صلاح النفس القناعة 14 ؛ قناعت یاری کننده ترین چیز بر صلاح نفس است.»

آدمی بر اثر طمع و حرص، زیر بار هر ذلتی می‌رود و خود را می‌فروشد و حق را زیر پا می‌گذارد و بردگی هر متکبری را می‌پذیرد، ولی قناعت اراده او را تقویت می‌کند و با آن عزت نفس خود را باز می‌یابد.

 

7- آرامش و گشایش زندگی:

قناعت انسان را از اینکه خود را در بدست آوردن آنچه قسمت او نیست به سختی و رنج بیاندازد نجات می‌دهد، تشویش و نگرانی را از او دور می‌کند و از دعوا و کشمکش درباره متاع بی ارزش دنیا جلوگیری می‌کند، از این رو انسان در پرتو قناعت آسایش می‌یابد.

امام علی علیه السلام فرمودند:«من اقتصر علی بلغة الکفاف فقد انتظم الراحة و تبوا خفض الدعة. و الرغبة مفتاح النصب و مطیة التعب 15 ؛ آنکه به روزی کفاف بسنده کند، آسایش می‌یابد و در گشایش زندگی قرار می‌گیرد [. و طمع] و میل، کلید سختی‌ها و مرکب مرارت‌هاست.»

 

پی نوشت ها :

1)آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، شرح خوانساری، ج 5، ص 150.

2) همان، ج 6، ص 441.

3)همان، ج 3، ص 331.

4)نهج البلاغه، حکمت 349.

5)همان، نامه 45.

6) همان، حکمت 180.

117) همان، حکمت 2.

8) نحل/97.

9) نهج البلاغه، حکمت 229.

10) آمدی، عبدالواحد، غررالحکم، شرح خوانساری، ج 1، ص 232.

11) همان، ج 6، ص 97.

12) همان، ج 2، ص 259.

13) همان، ج 3، ص 330.

14) همان، ج 2، ص 436.

15) نهج البلاغه، حکمت 371.



نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد