سهم افزایش خط فقر بر خط چشم و رژ لب
بوقهای پیدرپی و متعدد ماشین مدل بالایی که بیتوجه به ساعت ۱ بامداد، به صدا در میآید، اعصاب زن را متلاشی میکند. هنوز مردد است و نمیتواند به خود بقبولاند که تنها راه پیش رویش همین یک راه است و مابقی پلهای پشت سرش خراب شده است. چند بار دیگر صدای تیز بوق ماشین در گوشهایش میپیچد. سعی میکند خود را پشت درختی مخفی کند تا سایه نحیفش کمتر جلب توجه کند. اما نه تنها این کارش فایدهای ندارد بلکه ماشین شاسی بلند دیگری هم به معرکه اضافه میشود تا هم حق انتخاب به او دهد و هم او را بیشتر وسوسه کند.
زن تلاش میکند بر تردید خود غلبه کند و به گذشتهاش که عاقبت او را مجبور به انتخاب این راه کرده است فکر نکند. اما چهره خمار پدرش و نگاههای معنیدار برادرش و طعنههای نیشدار مادرش و آرزوهای طول و دراز خودش که فقط در رویاهایش نقشی از واقعیت پیدا میکرد مانند یک فیلم از مقابل چشمانش عبور میکند و حلقه اشک را به دیدگانش مینشاند.
بوق مجدد ماشین او را به زمان حال بر میگرداند. برق کینه در چشمان زن درخشید. نفس عمیقی کشید تا قطره اشک حلقه شده در چشمش بر گونهاش سرازیر نشودو آرایش غلیظش را که با مواد آرایشی تاریخ مصرف گذشته انجام داده بود خراب نشود. با اینکه تا به حال با آرایش به خیابان میآمد اما این بار تا جایی که توانسته بود آرایشش را پررنگ کرده بود تا بیشتر جلب توجه کند. وقتی خواست اولین قدمش را از پشت درخت بیرون بگذارد و وارد خیابان شود، طبق عادت زیر لب بسم الله گفت. با گفتن این کلمه، لحظهای رعشه به تمام وجودش افتاد. با خود فکر کرد واقعا راهی دیگر پیش رو ندارد؟ اما قار و قور شکمش او را از اوهام خارج ساخت. مطمئن شد که در دنیای واقعی در صورتی زنده میماند که خودش را حراج کند وگرنه، نه جای خوابی و نه لقمه نانی داشت که او را سر پا نگه دارد. از اینکه ناخودآگاه نام خدا را بر لبهایش جاری کرده بود خندهاش گرفت. انگار در این لحظات خدا میخواست به او بگوید که هنوز یک راه دارد، به او توکل کند. اما زن مدتها بود که خدا را فراموش کرده کرده بود. نه یک رکعت نماز میخواند و نه یک روز روزه میگرفت. با خدا قهر کرده بود و خودش هم میدانست از وقتی این کار را کرده نه تنها اوضاع زندگیاش بهتر نشده بود که صد چندان هم خرابتر شده بود و این کار آخرش آتشی بود که به تمام زندگیاش میزد. بر فقر و فلاکت و بدبختی اش لعنت فرستاد و با همان لبخند مضحکش اولین قدم را در خیابان گذاشت.....
*************
معضل اجتماعی تنفروشی که از آن به عنوان فحشا و اعمال منافی عفت یاد میکنند، از دوران باستان وجود داشته است و کسانی که در برابر پاداش مادی خواهشهای جنسی افراد را برآورده میکردند، روسپی نامیده میشدند. در طول تاریخ "اروپا" به مرکز فساد بزرگ شبیه بود. پس از اواخر قرن ۱۸ این پدیده بیش از پیش در اروپا متداول شد. در اروپای قدیم به دلیل اینکه زنان و دختران طبقه پایین جزو املاک ارباب(فئودال) به حساب میآمدند و اجازه ازدواج نداشتند، رفتارهای خارج از چهارچوب خانواده در بین آنها رواج داشت.
درایران نیز به دلایل آسیبهای مختلف اجتماعی که زنان با آن دست و پنجه نرم میکنند، این پدیده از دیر باز وجود داشته است و امروز نیز وجود دارد. هر چند این عمل امروز در کشور ما جرم محسوب میشود، اما برخی از جامعه شناسان و تحلیلگران اجتماعی این پدیده را در زمره آسیبهای اجتماعی معرفی مینمایند و خواهان آسیب شناسی جدی آن هستند.
در حال حاضر و بر اساس تحقیقات میدانی در دانشگاهها، فاحشه گری در ایران به طرق مختلفی انجام میشود. از نظر بیماریهای آمیزشی پرخطرترین فواحش، زنان ولگرد و خیابانی اند که در مسافر خانهها و مکانهای دیگر ساکن هستند. همچنین زنان معتاد و الکلی گاهی برای تامین هزینه اعتیاد به این کار مبادرت میکنند. برخی از فواحش پیر با سازماندهی گروههایی به صورت سیستماتیک اقدام به این امر میکنند آنها با شناسایی و جذب دختران فراری به خانههای فساد، آنها را در اختیار مردان ثروتمند قرار میدهند. همچنین دستههایی وجود دارند که با در اختیار گرفتن دختران جوان و ایجاد ارتباط با مردان ثروتمند اقدام به اخاذی از آنها میکنند
دلایلی چون فقر، اعتیاد، ازدواج اجباری، بیکاری، زیاده خواهی و تنوعطلبی مردان، وجود فضای یاس و ناامیدی بین برخی جوانان و عدم وجود امکانات برای ازدواج و تشکیل خانواده، ازدواج مجدد مردان، همه و همه جزء عواملی هستند که در رواج فحشا در جامع موثرند.
آنچه مسلم است، مهمترین عامل بروز فحشا فقر و ناتوانی زنان در تامین مایحتاج اولیه زندگی شان است. طلاق و نابسامانیهای خانوادگی، زندگی در محلات جرمخیز، افزایش حاشیه نشینی و مهاجرت، بیسوادی و ناآگاهی از جمله عوامل افزایش پدیده فحشا است و برخی زنان به دلیل پایین بودن سطح آگاهی و عدم تکوین شخصیت و تلقینپذیری در این زمینه آسیبپذیرتر هستند.
با وجود قبح این عمل در جامعه و پنهانکاری این زنان، امکان آمارگیری دقیق در زمینه فحشا وجود ندارد و به نظر میرسد مسئولین نیز تا کنون تمایلی به جمعآوری و ارائه آمار در این زمینه نداشتهاند و این مساله پنهان بودن فحشا و نبودن آمار صحیح و قابل استناد میتواند مشکلات بسیاری را برای بنیان خانوادهها و عفاف جامعه ایجاد کند.